ستودن بيش از سزيدن ، چاپلوسى کردن است ، و کمتر از آنچه بايد درماندگى است يا رشک بردن . [نهج البلاغه]

آرامش در طوفان

Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006
   [آرشيو شده ها]
+ درآستانه سال نو(چهارشنبه 29 اسفند 1386 ساعت 11:37 عصر )

به نام خدا


بازم سلام


امشب ديگه جايي واسه نصيحت نيست ميخوام ازتون خواهش کنم.امشب ميخام بگم اميدوازم هميشه مثل بهار شادوسرزنده باشيد.مثل بهار سرشار از احساس وشادابي باشيد.اميدوارم هيچ جاي زندگي خاطره اي نداشته باشيد که با به ياد آوردنش دلتون بگيره.اميدوارم چيزي دلتونو نشکسته باشه.دل شکسته با چيزي درمون نميشه.


اميدوارم هميشه شادي از دروديوار خونه هاتون بريز باشه.هيچ وقت درد تنهايي رو نچشيد.هيچ وقت مجبور نباشيد بهترين لحظات زندگي رو تنهايي سپري کنيد.واسه دوست عزيزم لحظه تحويل سال دعا کنيد.


خيلي تنهاست،دعا کنيد تنهاييش زود به سر بياد.اميدوارم هميشه موفق و شاد باشيد.لحظه تحويل سال نودعا واسه ما يادتون نره.شبتون بخير.سال پر خيروبرکتي داشته باشيد.



» ايمان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ يک لحظه صبر کنيد(يکشنبه 26 اسفند 1386 ساعت 9:44 عصر )

به نام خدا


لحظات زندگي ما مثل يک روياي زودگذر در گذرند،حال آنکه نميدانيم اين رويا چه زماني به پايان ميرسد؟در اين لحظه ها گاه و بيگاه فراموش ميکنيم که انسانيم و خلقت ما براي اثبات انسانيت ماست.به سادگي احساس يکديگر را زير پا ميگذاريم،دل يکديگر را ميشکنيم بي آنکه لحظه اي تأمل کنيم و به خود بگوييم آيا اين کار ارزش از دست دادن آنچه داريم را دارد؟آيا بي توجهي به اطرافيان اثبات انسانيت است؟آيا اين همان رسالتي است که خدا در وجود ما نهفته است؟


چرا با يک سهل انگاري ساده به سادگي عزيزانمان را از خود ميرنجانيم،در حالي که ميتوانيم با کمي تأمل و به زبان نياوردن يک حرف ساده ،دل يک دوست را به خود اميدوار تر کنيم،امّا با حواسپرتي خود يک دوست خوب را از دست ميدهيم. بيشتر وقتها،در لحظه اي که عصباني هستيم فراموش ميکنيم که چه چيز را به چه کسي ميگوييم.اينجاست که بسياري از مشکلات آغاز ميشود بياييد از امروز،نه از اين لحظه تصميم بگيريم براي گفتن هر حرفي 10ثانيه به خود فرصت دهيم.


ببينيم آيا رسالت الهي خود را باز هم زير پا خواهيم گذاشت؟بارها با گفتن کلماتي ساده که حتي قصد گفتنش را نداشته ايم دل ديگري را آزرده ايم،قلبش را شکسته ايم و احساسش را لگد مال کرده ايم،شايد اگر10ثانيه ديرتر اين حرف را به زبان مي آورديم اکنون از گفتنش نادم و پشيمان نبوديم.شايد اکنون دوستي و رابطه ما با آن دوست محکمتر از قبل بود؟


شايد مي شد ديرتر عزيزانمان را از خود برنجانيم ،خواهش ميکنم ،از همگي شما خواهش ميکنم فقط يک لحظه مکث کنيد،مي دانم در اين دنيايي که با سرعت نور در حال جلو رفتن است خواستن يک لحظه ساده از شما خودخواهي است امّا به خاطر عزيزترين عزيزانمان بياييد يک لحظه وقت صرف کنيم.شايد بتوان جلوي ناراحتي ديگران را گرفت.اميدوارم همگي اين يک لحظه را داشته باشيم.بياييد با هم سعي کنيم.تلاش جمعي نتيجه بخش تر است.به اميد روزهاي بهتر.دوستدار شما.



» ايمان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ تصاوير زيبا از خدا(پنجشنبه 25 بهمن 1386 ساعت 4:59 عصر )

 


سلام به همه دوستان عزيز،


از اينکه يه مدت نبودم شرمنده شما شدم.بنا به دلايل زيادي نتونستم يه مدت وبلاگو به روز کنم که از همگي معذرت ميخوام.خلاصه آدميزاده و هزار و يه جور مشکلات و بيماري،ولي به اميد خدا هيچ بيماري و مشکلي موندگار نيست.اميدوارم که همه شاد و سلامت و سرحال باشيد.به قول يکي از دوستان:


«زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر ميشوند،هر گاه در قسمتهاي تاريک زندگي واقع شديد بدانيد که خداوند ميخواهد تصويري زيبا از شما بسازد.»ان شاء الله خداوند تصوير زيبا رو توي دل آدما بسازه چون هميشه موندگاره،زيباييش تا عرش الهي ميرسه.مثل پروانه ها وقتي تو پيله تنگ و تاريک هستند از زندگي دلگير ميشن اما به خاطر رسيدن به آسمون تحمل ميکنن،ما آدماهم بخاطر رسيدن به خدا گاهي تو اين پيله هاي تنگ و تاريک قرار ميگيريم.امّا نه،پيله نه،خدا از فيلمهايي که ما ميگيريم عکسهاي خيلي زيبايي ظاهر ميکنه.پس هميشه ديواراي دلتون پر از عکسهاي زيبايي باشه که خدا ظاهر کرده،به اميد ديدارتون به همين زودي ها.راستي واسه شفاي من هم سر نماز دعا کنيد.به دعاي همه تون نياز دارم.خدا نگهدار همگي.


 


 



» ايمان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ يک لحظه تأمل کافي است(جمعه 7 ارديبهشت 1386 ساعت 2:15 صبح )

«سوار کاري به دوستش گفت:


-بيا به کوهي برويم که خدا در آنجاست.مي خواهم به تو اثبات کنم که تنها کاري که او بلد است اين است که از ما چيزي بخواهد،در حالي که به هيچ وجه کمکمان نمي کند تا بارمان سبک شود.


ديگري گفت:


-خوب،من هم به آنجا مي آيم تا ايمانم را نشان دهم.


شبانه به بالاي کوه رسيدند و در تاريکي صدايي را شنيدند:


-سنگ هاي زمين را بار اسبانتان کنيد.


سوار کار اولي گفت:


-مي بيني؟بعد از پيمودن چنين راه سر بالايي،تازه مي خواهد بار سنگين تري هم بر دوشمان بگذارد.من که اطاعت نمي کنم.


دومي همان کاري را که گفته شده بود،انجام داد.وقتي به پاي کوه رسيد،سپيده دم بود و نخستين پرتوهاي آفتاب بر سنگ هايي که سوار کار مؤمن حمل کرده بود مي تابيد:ناب ترين سنگ هاي الماس بود!


استاد مي گويد:


-تصميمات خداوند،مرموز امّا هميشه به نفع ماست.» (برگرفته از کتاب مکتوب ،نوشته پائولو کوئيلو،مطلب شماره 20)


گاهي يک اتفاق ساده باعث خيلي چيزها ميشود.ممکن است آن اتفاق خوشايند ما نباشد،ممکن است ازچيزي که پيش آمده بسيار دلگير شويم،امّا هيچ وقت نمي توانيم مطمئن باشيم که اگر اين اتفاق نمي افتاد و ما به خواسته خود ميرسيديم حتما ضررو زياني متوجه ما ميشد.


حتما خدا بهتر ميداند که چه چيزي براي ما بهتر است.او بهتر از هر کسي ميداند که بهترين اتفاق براي ما چيست و چگونه بايد رخ دهد،از کجا شروع شده در چه زماني باشد و در کجا و چه زماني به پايان برسد.


اگر کمي بيشتر فکر کنيم،کمي بيشتر تمرکز کنيم شايد بتوانيم درک کنيم که دليل اين کارها و اتفاقات چه بوده.



» ايمان
»» نظرات ديگران ( نظر)

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[29/12/1386- 11:37 ع] درآستانه سال نو
[26/12/1386- 9:44 ع] يک لحظه صبر کنيد
[25/11/1386- 4:59 ع] تصاوير زيبا از خدا
[7/2/1386- 2:15 ص] يک لحظه تأمل کافي است
[آرشيو شده ها]

 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 38  بازديد
مجموع بازديدها: 9428  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

آرامش در طوفان
ايمان[10]
با عرض سلام خدمت همه دوستان عزيز.ايمان هستم و از اينکه وبلاگ مرا انتخاب کرديد خوشحالم.اميدوارم که مورد توجه شما دوستان عزيز قرار بگيرد.
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«









» آرشيو يادداشت ها«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: